فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
353
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
مزبور عريان و صورتش به بالا متمايل بوده است و نيز به ياد داشت كه دستهاى مجسمه چون دستهاى كشيشان هنگام ايستادن در برابر ما فوق خود ، زير كمر به يكديگر متصل و آستين جامه آنها را پوشانيده بود و اين چيزى بود كه با گفتهء ژوونال « 223 » مطابقت دارد كه مىگويد روپوش زنان يونانى جز چهره همهء بدنشان را مىپوشانيده است . پنج شش سال پيش از آنكه سفير اسپانيا بدين سفارت مأمور شود در شهر باداخئو « 224 » ، قاضى ارشد بود و هنگام عزيمت به مادريد ، در شهردارى مريدا مجسمهء مرمرين ديگرى ديده بود كه چند ماه پيش از آن هنگام حفارى براى ساختمان يك پل آن را يافته بودند . كارگران مجسمه را كه بىنقص بود به قاضى محل داده بودند و به دستور وى مجسمه در ميدان عمومى شهر نصب شده بود . اين مجسمه از حيث لباس نظير مجسمهاى بود كه سفير در خانهء مكزياس ديده بود اما از لحاظ اندام به زيبائى آن مجسمهء بىدست و سر نبود . از نوشتههائى كه بر پايهء كوچك مجسمه ديده مىشد معلوم بود كه در زمانى ساخته شده كه بيشتر نواحى مغرب زمين تحت سلطهء بربرها بوده است . بموجب همين نوشته اين مجسمه از طرف دو بردهء آزاد شده به زنى متشخص تقديم گرديده بود . با اينكه در نوشته آمده بود كه اين زن در شصت سالگى از دنيا رفته است از لحاظ آرايش گيسوان و سينهء بازش به دخترى جوان مانند بود . اگرچه نوع تراش مجسمه ، همانطور كه گفتيم با مجسمهء مشابه آن بسيار متفاوت بود و علىالقاعده نيز مىبايد چنان باشد زيرا اين مجسمه از آثار هنرى زمانى بود كه بر اثر هجوم اقوام شمالى ذوق هنرى در امپراطورى روم رو به زوال داشت . سفير لاهور مردى بسيار خوشخلق و خوشمشرب بود . به همين جهت شاه اغلب اوقات او را دست مىانداخت و با او نه تنها شوخى لفظى بلكه شوخى يدى مىكرد ، ريشش را مىگرفت يا دست بر
--> ( 223 ) Juvenal : شاعر لاتينى ( 60 - 140 ميلادى ) مؤلف ساتير و منتقد اوضاع زمان خويش . - م . ( 224 ) Badageo